الفيض الكاشاني
494
ترجمة الحقائق ( فارسى )
و هرگاه مقصود به خطاب در قرآن يك يك از مردمان باشد و اين شخصِ قارى يكى از ايشان است و تفاوتى نيست ميان او و ساير مردم ، پس بايد فرض كند كه اوست مقصود از هر خطابى . و بعضى از حكما فرمودهاند : اين قرآن « 1 » رسالهها و نوشتههاست از جانب خداى عزّ وجلّ متضمّن عهدهاى الهى ، و به سوى ما آمده تا آنكه در نمازها تأمّل در آن بكنيم و در خلوتها در آن ايستادگى بنماييم و در طاعتها آنها را جارى سازيم به اينكه متابعت سنّتها بكنيم . فصل [ تأثّر ] و از جملهء امور باطنى متأثّر شدن است . و آن « 2 » عبارت از اين است كه دل او متأثّر شود به اثرهاى مختلف از راه اختلاف [ m . b 115 ] آيهها تا آنكه او را از هر فهميدنى حالتى و نشاطى و ترسى حاصل شود و دل او متّصف شود به اندوه و ترس و امّيد و غير اينها . و هرچند معرفت تمامتر باشد ترس خدا در غالب احوال بر قلب مستولى خواهد بود از براى آنكه در آيههاى قرآن غالب آن است كه كار را تنگ گرفتهاند . نمىبينى كه هيچ آيهاى در قرآن نيست كه متضمّن ذكر آمرزش و رحمت باشد مگر آنكه ضَمّ شده به آن شرطى چند كه عارف از رسيدن به آن قاصر است ، مثل آيهء : « وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ » يعنى به درستى كه من آمرزندهام « 3 » . و بعد از آن « 4 » در عقب اين چهار شرط ذكر شده كه : « لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى » « 5 » يعنى مىآمرزم كسى را كه توبه كند و ايمان بياورد و عمل خوب بكند و بعد از آن مهتدى به حقّ شود . و مثل آيهء : « وَ الْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا
--> ( 1 ) . s + و ! ( 2 ) . آن / a اين . ( 3 ) . آمرزندهام / a آمرزيدهام . ( 4 ) . a - بعد از آن . ( 5 ) . طه : 82 .